سيد محمد خالد غفارى
113
فرهنگ اصطلاحات آثار شيخ اشراق ( فارسى )
چنين وقتى به سبب از بين رفتن شرايط آن قدرت : مانند كورى ، امّا متأخرين ، دايره را وسيعتر گرفته ، گفتهاند : « عدم » نبود چيز است در موجودى كه خود يا نوع يا جنسش مىتوانستند آن را داشته باشند . لذا بر مبناى رأى متقدّمين كورى تولهء نوزاد حيوانات يا بىمويى نوجوانان ، عدم نيست ، امّا بر رأى متأخّرين جزو « عدم » است . « 1 » تعقّل : « . . . التعقّل هو حضور الشّىء للّذات المجرّدة عن المادّة و ان شئت قلت : عدم غيبته عنها . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 1 ؛ تلويحات ، ص 72 ) تعقّل همان ادراك عقلى است كه در مبحث « ادراك » به تفصيل توضيح داده شده است ، در صورت لزوم بدان جا مراجعه شود . تقدّم : « . . . و گويند كه تقدّم بر چند گونه است : تقدّم زمانى است چون تقدّم آدم بر عيسى ، و تقدّم مكانى است چون تقدّم امام بر مأموم نسبت با محراب ، و تقدّم شرفى است چون تقدّم ابو بكر بر عمر ، و تقدّم ذاتى است چون تقدّم حركت انگشت بر انگشترى ، مثلا انگشت جنبد آن گه انگشترى بجنبد ، امّا معا معا در آن حالت كه انگشت بجنبد انگشترى نيز بجنبد ، نه انگشت به زمانى جنبد و انگشترى به زمانى ديگر . . . » . ( مجموعهء مصنّفات ، ج 3 ؛ بستان القلوب ، ص 384 ) بحث تقدّم از فروعات بحث وجود و موجود است ، زيرا موجود يا واجب الوجود است يا ممتنع الوجود يا ممكن الوجود است ، « واجب الوجود آن است كه نشايد كه نباشد ، بلكه البتّه بايد كه باشد و ممتنع الوجود آن است كه نشايد كه باشد و ممكن الوجود آن است كه شايد كه باشد و شايد كه نباشد ، و ممكن ، واجب شود به شرط وجود علّت » « 2 » ، يعنى همين ممكن الوجود با بودن مرجّح و علّت تام ، وجودش واجب مىشود ، و چون ذات حق - تعالى - واجب الوجود قديم الذّات و علّت تامّ و فيّاض وجود بر همهء
--> ( 1 ) برگرفته از كتابهاى : تلويحات ، مقاومات و مشارع و مطارحات . ( 2 ) پرتونامه ، صص 31 - 32 .